تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


این بار من به بوسه‌ات افطار می‌كنم

    «انكحتُ...» عشق را و تمام بهار را «زوّجتُ...» سیب را و درخت انار را «متّعتُ...» خوشه‌خوشه رطب‌های تازه را گیلاس‌های آتشی آب‌دار را «هذا موكّلی...» غزلم دف گرفت، گفت تو هم گرفته‌ای به وكالت سه‌تار را «یك جلد...» آیه‌آیه قرآن، تو سوره‌ای چشمت «قیامت» است، بخوان «انفطار» را «یك آینه...» به گردن من هست... دست توست دستی كه پاك می‌كند از آن غبار را «یك جفت شمع‌دان...» نه عزیزم، دو چشم توست كه بردریده پرده‌ی شب‌های تار را مهریه‌ی تو چشمه و باران و رودسار بر من بریز زمزمه‌ی آبشار را «ده شرطِ ضمنِ...» ده؟... نه، بگویید صد،... هزار با بوسه مُهر می‌كنم آن صدهزار را لیلی تویی كه قسمت من هم جنون شده پس خط بزن شرایط دیوانه‌وار را این بار من به بوسه‌ات افطار می‌كنم خانم! شكسته‌ای عطش روزه‌دار را سیامک بهرام‌پرور
    این مطلب تا کنون 60 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : می‌كنم ,افطار می‌كنم ,بوسه‌ات افطار ,بوسه‌ات افطار می‌كنم ,
    این بار من به بوسه‌ات افطار می‌كنم

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز جمعه 27 مرداد 1396

تبلیغات

پارس ایرانیک جهت سفارش تبلیغات با ایمیل زیر در ارتباط باشید
mohsen_msl@yahoo.com

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر